تبليغاتX
تحصیل تهذیب ورزش
شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 6:36 بعد از ظهر

چند سال بود دوست داشتم ظهر عاشورا تفت باشم و نماز ظهر عاشورا رو در بین سیل جمعیت عزادار به جماعت بخونم، به طور اتفاقی با چند نفر از دوستام به تفت رفتیم و شاهد عزاداری هیئت های مذهبی شهرستان بودیم و نماز ظهر هم به جماعت به جا آوردیم. . . بین دو نماز به مهدی مؤذن که جوون ترین ذاکر اباعبدالله (ع) در اسلامیه هست می گفتم: یعنی اگه روز عاشورا هم بودیم امکان داشت که بتونیم در صف جماعت آقا اباعبدالله(ع) نماز بخونیم؟!. . . .

..

  

 

 

..

هیئت مسجد امام حسن (ع)  که داشت وارد می شد می دونستم اکثر بچه های باشگاه توی این هیئت هستند، اونا رو دیم و بعد هیئت سرده آمد و بعد هم رفتیم حسینیه شوده بالا برای ناهار.

بعد هم آمدیم اسلامیه برای نخل برداری  . . . تصاویر مربوط به نخل برداری و عزاداری عصر عاشورا رو از طریق سایت اسلامیه می توانید مشاهده نمائید.

ما رو هم دها کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 6:2 بعد از ظهر

زمین کربلا ای کعبه دل

به سویت آمدم منزل به منزل

به هر منزل که با یاران رسیدم

نمی آمد به استقبال محمل

سفر پایان گرفت اما خدا را

مرا جز درد و داغ دل چه حاصل؟

مکن حیرت اگر روز جدایی

شود دامان من از اشک من گُل

گلی گم کرده ام می جویم او را

به هر گل می رسم می بویم او را


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 7:8 قبل از ظهر

وبلاگ جدید

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 4:31 بعد از ظهر

 

این قطعه شعری است که سال گذشته به مناسبت فرارسیدن ماه محرم سرودم و امسال هم زینت وبلاگم است. امید که پذیرا باشند صاحبان کلام . . .

چون محرم می رسد دلها به یاد کربلاست

نی به یاد کربلا چونان میان کربلاست

ناله و افغان نه تنها حاصل دلتنگی است

بل حسین ابن علی عطشان میان کربلاست

چون شهیدان در وصیت، نامه ای بنوشته اند

حاصل پیغامشان شرح و بیان کربلاست

چون خمینی در محرم نیمه خرداد را باور نمود

گفت یاران جبهه ما یادمان کربلاست

رهبرم سید علی چون حفظ نهضت می کند

او علمداری بسان تکسوار کربلاست

من چرا دائم نگویم شرح داغ این فراق

چون تمام هستی من آستان کربلاست

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 3:31 بعد از ظهر

با سلامی مجدد

امروز پنج شنبه 13/10/1386 برای دانشجویان یزدی یک روز به یاد ماندنی بود، امروز رهبر فرزانه انقلاب با حضور سبز خود ما سرفراز نمودند و با سخنانی بسیار بسیار مهم ما را راهنمایی نمودند. متن سخنان آقا را می توانید از سایت رهبری و سایت های خبری مشاهده نمائید که خواندن و شنیدن آن سخنان خالی از لطف نیست و راهگشای شما در ادامه ی زندگی خواهد شد.

صبح ساعت 8 بود که با بچه های دانشگاه مان به دانشگاه یزد رسیدیم و به سالن وارد شدیم  . . . .البته با راهپیمائی زیاد از ورودی دانشگاه تا محل سخنرانی مقام معظم رهبری!

به قدری جمعیت مشتاق زیاد بود که هنوز باورم نمی شود که همه توانسته باشند به داخل سالن بیایند.ما که وارد سالن شدیم تقریبا سالن پر شده بود و جای زیادی برای نشستن نبود  . . . بالاخره یک جای خالی پیدا کردم و نشستم . . . . همین که حضرت آقا وارد سالن و جایگاه شدند به یکباره دانشجویان مشتاق به مرز انفجار رسیده و با سردادن شعار دیوار صوتی را شکستند . . . هنوز صدای فریادشان در گوشم نجوا می کند . . . و چقدر خوشحالم که در جمع چندهزار نفری دریای دانشجویان استان قطره ای بودم که موج آن ها مرا به همراه خوشان به این طرف و آن طرف می برد . . . و چقدر خوشحالم که چنین دانشجویانی با شعارهایی بسیار زیبا و ماندگار خاطره دیدار رزمندگان هشت سال دفاع مخلصانه ی خود با بنیانگذار انقلاب، خمینی کبیر را در اذهان زنده می کردند . . . ما همه سرباز توأیم خامنه ای . . . . گوش به فرمان توأیم خامنه ای . . . . . روح منی خامنه ای  . . . . بت شکنی خامنه ای . . . . . ما اهل کوفه نیستیم  . . . . علی تنها بماند . . . . . وای اگر خامنه ای اذن جهادم دهد . . . . . ارتش عالم نتواند که جوابم دهد . . . .

آفرین بر شما دانشجویان و آفرین بر پدران و مادرانی که چنین شما را در دامن غدیر پرورش داده اند . . . خدا را شکر که اسلحه ی گرم شهیدان مان به دست دانشجویانی است که بدون استاد، انرژی هسته ای را به دست می آورند و بر سلول های بنیادی مسلط می شوند . . . . علومی که دشمنان دین و دیانت از ما دریغ داشتند و خداوند در سایه ی الطاف کریمانه اش به جوانان غیور این مرز و بوم ارزانی داشت تا دانشمندان غافل از معنویات دشمنان دین، به انرژی های جدید و علوم جدید به دد انحصاری نگاه نکنند و خود را از بقیه جدا تصور نکنند.

چند نفر از اساتید و دانشجویان به ارائه ی نظریات خود پرداختند و پس از آن، آن مرجع عالیقدر و رهبر فرزانه شروع به صحبت نمودند . . . . در حین سخرانی آقا اگر پشه ای در سالن بال می زد صدای بال زدنش می آمد . . . به قدری سالن در سکوت مطلق فرا رفت و همه محو سیمای نورانی و کلام شیوا و آسمانی این سلاله ی پاک رسول الله شدند که گویا در سالن هیچ کس نیست . . . یکی از دانشجوان که در کنار من نشسته بود هنگام صحبت آقا اشک از چشمانش می ریخت و به سخنان مقتدایش گوش می داد . . . یکی دیگر با پیشانی بندی که بر آن حک شده بود ( لبیک یا امام ) و نشانه ای از شهدا را به گردن داشت محو کلام رهبرش شده بود . . . و هزاران دانشجوی دیگر که مات و مبهوت زیارت ولی فقیه زمان و نائب برحق حضرت صاحب الأمر (عج) شده بودند . . . . ..

نمی دانم دوباره روزگار توفیق زیارت را به من می دهد یا نه ؟ ؟ ؟ ؟ ولی باز هم جای بسی شکر دارد ک خداوند توفیق چنین زیارتی را در ایام عید ولایت به ما داد تا بتوانیم پیوند خود را با ولایت به جهانیان نشان دهیم و حرف دلمان را در قالب شعار به گوش عزیز دل فاطمه ی زهرا(س) برسانیم . . ..

. .

.

..

این شرح بی نهایت کز حسن یار گفتیم

حرفی است کز هزاران اندر عبارت آمد

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 10:25 قبل از ظهر
بالاخره انتظار به سر رسید و چشمان ناقابلمان زیارت ولی امر مسلمین جهان را  تجربه کرد. خوشحالم که مردم سرزمین مهرپرور و شهید پرور استان دارالعباده یزد با تمام توان و با بیشترین تعداد ممکن به زیارت رهبرشان آمدند. با ورود به میدان شهدا اون هم در اوایل صبح، بهت زده به جمعیت مشتاقی خیره شدم که از طلوع صبح منتظر زیارت مقتدایشان بودند. البته از فرودگاه شهید صدوقی یزد تا میدان شهدا این مسیر چند کیلومتری هم مملو از عزیزان مشتاقی بود که هیچکدام نتوانستند برای سخنرانی حتی به نزدیکی های میدان شهدا بیایند. چرا که میدان شهدا و مجموعه بزرگ و تاریخی میدان امیرچخماق دیگر توانایی جادادن به هیچ  کس را نداشت.

با حضور حضرت آقا در جایگاه، سیلاب اشک از چشمان مردم عاشقی سرازیر شد که 22 سال پیش چنین زیارتی را تجربه کرده بودند و البته آن زمان آقا شاگردی حضرت امام می کردند آن هم در مسئولیت ریاست جمهوری ایران. لبخند و اشک توأمان چهره ها را متبلور کرده بود که بعید می دانم هیچ دوربینی بتواند آن را به تصویر بکشاند. مردم خونگرم دیار شهید صدوقی ها، مرحوم خاتمی ها، شهید منتظر قائم ها، شهید عاصی زاده ها  . . . یکصدا فریاد زدند: ای رهبر آزاده . . . .  آماده ایم آماده . . . .، صل علی محمد  . . . . . بوی خمینی آمد  . . . ، ما اهل کوفه نیسیتم  . . . . علی تنها بماند . . . ..

آقا!! کویر تشنه مان را با حضور سبزت سیراب کردی و کام تشنه مان را سیراب تر!! در پایان این مراسم همچون تمامی مراسماتت ما را دعا کردی و چه خوب آمین گفتیم!! چرا که می دانیم نفس مسیحائی ات دعایت را به اجابت می رساند و حالا چشم انتظارم که فردا در دیداری نزدیک تر در جمع نخبگان و دانشجویان استان به زیارتت بیایم و از سخنان گهربارت توشه ای برچینم برای زندگیم

امید که بیشتر خدا توفیق زیارتت را به ما بدهد و از حضورت تا ظهور دولت یار بهره مند گردیم.

آمین!

متن کامل سخنرانی مقام عظمای ولایت در ادامه مطالب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: