تبليغاتX
تحصیل تهذیب ورزش
شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 1:31 بعد از ظهر

سبک کــان ذن ریــو کاراته استان یـزد در نظر دارد طبق تقویم ورزشی سال 1388 خود بمناسبت ولادت حضرت امام رضا (ع) و روز نـوجوانان مسابقات قهرمــانی استان را در سه رده نوجوانان ، جوانان و امید ، بـزرگسالان  در رشته کـاتـا و کومیته انفرادی در تـاریخ 8 /8/1388 ( جمعه ) با شرایط ذیل و به میزبانی باشگاه شینتو شهرستان تفت و همکاری هیئت کاراته شهرستان تفت در محل سالـن تختی تفت بـرگزار نمایـد 

شرایط مسابقات :

*رده سنی نوجوانان : 7 تا 14 سال ( متولدین 1374تا 1382 )

در رشته کاتا  به دو گروه تقسیم خواهندشد که گروه الف ( 7 تا 10 سال) و گروه ب ( 11 الی 14 سال ) و در رشته کومیته فقط در یک گروه بوده ( 7 تا 14 سال ) اوزان  25- 30- 35-40- 45 -50- 50+ کیلو گرم

*رده سنی جوانان : 15 تا 17 سال ( متولدین 1371 تا1373 )

در رشته کاتا و کومیته در یک گروه بوده . اوزان50- 55-60 -65 -70-70+ کیلوگرم

*رده سنی امید و بزرگسالان : 18 سال به بالا ( متولدین 1370 به بالا ) در رشته کاتا و کومیته در یک گروه بوده . اوزان 55-60-67- 75 - 75 +                                        

شرایط عمومی شرکت کنندگان :                                                              

1- بهمراه داشتن کارت بیمه ورزشی سال جاری الزامی میباشد .

2- مدرک شناسایی عکس دار ، معرفی نامه از باشگاه مربوطه و رضایت نامه ولی جهت افراد زیر 18 سال الزامی میباشد  .

3- محدودیت شرکت برای هیچ یک از سبکهای کنترلی وجود ندارد .

4- داشتن لثه ، دستکش و کمربند آبی و یا قرمز ، رو پایی به عهده شرکت کننده میباشد  .

5- ورودی مسابقات دررشته کومیته 3000 تومان و در رشته کاتا 2000 تومان میباشد .

6- مربیان محترم بـا توجه به شرایط فوق ازهنـرجویان خود ثبت نام بعمل آورده وتا تاریخ 6/ 8/88 مدارک ( عبارت ازاسامی شرکت کنندگان ، تاریخ تولد ، رشته کاتا و یا کومیته با وزن ، مبلغ وروی ) هنرجـویـان را به دفتر انجمن کان ذن ریواستان یزد تحویل نمایند .

( آدرس - یزد میدان باهنر ابتداء بلوار شهید پاکنژاد باشگاه فرهنگی ورزشی مطهر ) .

7- قرعه کشی و بستن جداول مسابقات با حضور مربیان محترم درتاریخ 7/8/88 راس ساعت 8 شب در محل باشگاه ورزشی مطهر برگزار میگردد.

8- مسابقات راس ساعت 30/8 صبح جمعه مورخه 8/8/1388 در محل سالن تختی شهرستان تفت آغاز خواهد شد .

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: مسابقات 
یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 12:16 بعد از ظهر

بنا بر اعلام سایت کان ذن ریو مسابقات قهرمانی کشور سبک کان ذن ریو در تمامی رده های سنی ( نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان و پیشکسوتان) در تاریخ 1 و 2/5/88 در شهرستان کرج برگزار خواهد شد.

شرایط و اطلاعات تکمیلی به زودی از طریق سایت کان ذن ریو اعلام حواهد شد.

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 12:15 بعد از ظهر

قابل توجه هنرجویان کاراته سبک کان ذن ریو

بنا به اعلام رسمی دبیر محترم سبک کان ذن ریو، آزمون سراسری کمربند مشکی دان 1 تا 4 سبک کان ذن ریو کاراته دو ایران در تاریخ 1/5/88 در شهرستان کرج برگزار حواهد شد.

برگرفته از سایت کان ذن ریو

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 11:22 بعد از ظهر

در تارخ 18 اسفندماه 87 یکدوره کلاس ارتقای درجه داوری کاراته به میزبانی هیئت کاراته شهرستان تفت و مسئولیت دبیر هیئت کاراته شهرستان تفت (محمد جواد نبی زاده) برگزار گردید.

28 نفر در این دوره شرکت نموده بودند که بدلیل نداشتن شرایط شرکت در کلاس تعداد زیادی از شرکت در این کلاس محروم شدند.

مدرسین این کلاس عبارت بودند از آقایان:

سیروس یزدانی شهرستانی( نایب رئیس کمیته داوران فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران)

پرویز رستم مهربان(دبیر کمیته داوران فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران)

کلاس های تئوری این دوره در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفت و آزمون تئوری و عملی آن در مجتمع فرهنگی ورزشی قدس آموزش و پرورش شهرستان تفت برگزار گردید.

اسامی قبول شدگان در درجه های بالاتر بنا به اعلام مدرسین فدراسیون عبارتند از:

حامد وفایی

مهدی همتی

محمد جواد نبی زاده

سید مهدی نصیری

مهدی کاظمی

حمزه خیراندیش

علی محمد انصاری

حیدر ناصرالمعمار

محسن عابدینی

محمد رضا آیتی زاده

محسن فلاح

 مدرسین کلاس داوری و مسئول برگزاری این دوره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ساعت 7:39 قبل از ظهر

در تاریخ 18 اسفندماه سال جاری شهرستان تفت با هماهنگی شورای داوران فدراسیون محترم کاراته جمهوری اسلامی ایران میزبان برگزاری یکدوره کلاس داوری کاراته تا درجه (REFERE B) می باشد.

هنرجویان واجد شرایط می توانند با ارائه مدارک لازم به هیئت کاراته شهرستان تفت تا تاریخ 17 اسفندماه واقع در اداره تربیت بدنی شهرستان نسبت به ثبت نام در این کلاس اقدام نمایند.

این کلاس با تدریس نایب رئیس محترم و دبیر محترم کمیته داوران فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران و با شرایط و قوانین فدراسیون کاراته در دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان تفت برگزار می گردد.

کلاس تئوری این دوره در روز 18 و کلاس عملی این دوره در روز 19 اسفندماه و همزمان با برگزاری ششمین دوره مسابقات کاراته قهرمانی کشور منطقه 4 کشور در سالن قدس مجموعه فرهنگی ورزشی قدس شهرستان تفت برگزار می گردد.

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:56 بعد از ظهر

با سلام

طول کشید تا یه ارسال دیگه . . . . ببخشید!!!

در عوض امروز با یه ارسال جالب اومدم.

امروز جمعه 27/02/1387 سالن شهید صدوقی یزد مسابقات انتخابی المپیاد استانی بود و برای داوری این مسابقات از فدراسیون کاراته داور دعوت نموده بودند که به داوران استان کمک نمایند.

سن سی مهربان، سن سی یزدانی، آقای کمانگیر و آقای خادمیان از داوران مطرح فدراسیون آمده بودند.

در مورد این مسابقه چیزی برای گفتن ندارم می گذارم به عهده ی حجت!!!

مسابقه تمام شد و بعد از مسابقه سن سی مهربان، سن سی یزدانی و آقای خادمیان با همراهی شیهان زارع و حامد وفایی برای بازدید از مناطق دیدنی روستای ما به فراشاه (اسلامیه) آمدند.

مصاحبت با این اساتید مخصوصا سن سی مهربان و سن سی یزدانی برای من خیلی جالب بود و بسیاری از سئوالات بی جواب ذهن پرسشگرم به جواب قانع شد.

بافت تاریخی اسلامیه، آسیاب آبی روستا(تنها آسیاب آبی فعال استان یزد)، مسجد قدمگاه علی ابن موسی الرضا (ع)، نخل روستا، چنار 2500 ساله ی روستا و . . . از جمله جاهایی بود که دیدن آن ها برای این اساتید لذت زیبایی داشت. مخصوصا قدمگاه امام رضا(ع) که سن سی یزدانی رو به اشک درآورد و ....!

البته در حین بازدید، چون باغ ما در کنار این طرح بسیار زیبای بافت قدیمی قرار دارد، رفتیم باغ ما و گوجه سبز خوردیم و . . !

اونقدر این عزیزان برام عزیز بودند که حد نداشت، حالا دیگه بیشتر از قبل در قلب من جا باز کرده اند.

سن سی مهربان سال گذشته از سوی مربیان، داوران، هنرجویان و کمیته فنی فدراسیون بعنوان بهترین داور کاراته کشور معرفی شدند و سن سی یزدانی هم در این درجه بندی جزو پنج نفر اول بودند و این برای سبک کان ذن یک موهبت و مایه ی فخر و مباهات این سبک می باشد.

امیدوارم روزی بتوانم در کنار این اساتید در مسابقات مهم تر داوری کنم و خودم را محک بزنم.

ما بقی تصاویر رو می تونید از وبلاگ تحصیل تهذیب ورزش مشاهده نمائید.

 

سن سی یزدانی در خلوت خودشون در قدمگاه امام رضا (ع) اسلامیه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 4:45 بعد از ظهر

انا لله و انا الیه راجعون

مسابقات قهرمانی کشور سبک کان ذن ریو - 1385 - شهرستان تفت

با خبر شدم استاد فرامرز تونی یکی از اساتید و مربیان به نام و موفق و یکی از داوران باشخصیت انجمن کان ذن ریو کاراته دو ایران و استان مازندران دار فانی را وداع گفت.

طی چند مسابقه و همایشی که در کنار این استاد گرانقدر کسب تجربه نمودم شخصیت ایشان را بسیار دوست داشتم و برایشان احترام خاصی قایل بوده و هستم.

درگذشت ایشان را به خانواده ی بزرگ کاراته ایران و و سبک کان ذن ریو و کاراته مازندران تسلیت گفته و برای خانواده ی محترمشان از درگاه ایزد منان درخواست صبر و برای ایشان آمرزش ابدی را خواستارم.

به احترام این استاد گرانقدر در این پست چند تصویر از ایشان که در آرشیو داشتم ارسال نمودم.

روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 7:36 قبل از ظهر

پيـش از اقـدام بـه فـعاليت هـاي ورزشـي بـايد بدن را طي مراحلي براي حداكثر نتيجه و به حداقل رساندن آسيبهاي جسمي آماده ساخت. هر برنامه ورزشي داراي 2 مرحله بسيار با اهميت و ضروري ميباشد:

۱- گرم كردن بدن(WARM UP): نخستين گام براي آغاز يك فعاليت بدني گرم كردن بدن ميـباشد. مزاياي

گرم كردن بدن به قرار زير است:

- افزايش سرعت انقباض و از انقباض خارج گشتن عضلات.

- تسهيل مصرف اكسيژن. زيرا در عضلات گرم شده سرعت آزادسازي اكسيژن از هموگلوبينها افزايش مي يابد.

- تسهيل جريانات عصبي و متابوليسم داخل عضلات بدن.

- افزايش جريان خون به عضلات.

- افزايش تدريجي حرارت بدن.

- كاهش آسيب ها و صدمات ورزشي به خاطر افزايش قابليت ارتجاعي عضلات.

- كاهش گرفتگي عضلات و جلوگيري از افزايش ناگهاني فشار خون و حرارت بدن.

- آماده سازي سيستم عصبي،رباطها،مفاصل،عضلات،سيستم قلبي-عروقي و سيستم عصبي براي انجام فعاليت ورزشي خاص.

- بهبود جريان خون قلب و افزايش انعطاف پذيري عضلات.

- آماده سازي ذهن و روان ورزشكار.

اجزاء تشكيل دهنده مرحله گرم كردن

- دويدن آهسته به مدت 5 تا 10 دقيقه. هدف آن: افزايش حرارت بدن و عضلات.

- حركات كششي به مدت 10 تا 15 دقيقه. هدف آن: افـزايش دامنه حركت و نرم كردن عضلات.

- تمرينات ويژه ورزش مورد نظر به مدت 10 دقيقه

*-* انجام فعاليت ورزشي مورد نظر.

۲-سرد كردن بدن(COOL DOWN):پس از پايان يافتن فعاليت بدني مي بايد اقدام به سرد كردن  تدريجي بدن كرد. معمولا اغلب افراد اين مرحله را حذف ميكنند اما بايد بدانند كه اين مرحله بسيار مهم  بوده و حذف آن مي تواند منجر به آسيبهاي نا خواسته گردد. مزاياي اين مرحله به قرار زير است:

- كاهش احتمال سرگيجه و حتي از هوش رفتن به سبب تجمع خون سياهرگي در انتهاي دستها و پاها.

- كاهش تدريجي درجه حرارت بدن.

- كمك به پراكنده سازي و پاك سازي عضلات از مواد زائد حاصل از متابوليسم (اسيد لاكتيك)تجمع اسيد لاكتيك سبب درد عضلات پس از فعاليت بدني ميگردد.

- كاهش گرفتگي و درد عضلاني.

- كاهش سطح آدرنالين درخون.

 اجزاء تشكيل دهنده مرحله سرد كردن:

- دويدن آهسته به مدت 5 تا 10 دقيقه. هدف آن: كاهش تدريجي دماي بدن و زدودن مواد زائد حاصل از متابوليسم در عضلات.

- حركات كششي به مدت 5 تا 10 دقيقه. هدف آن: كاهش گرفتگي و درد عضلات پس از فعاليت بدني و زدودن مواد زائد.

انعطاف پذيري (FLEXIBILITY):قابليت عضلات و تاندونها براي كشيده شدن انعطاف پذيري نام دارد. در

واقع انعطاف پذيري توانايي استخوانهاي بدن در ميزان حركت آنها در جهات مختلف حول مفاصل ميباشد.

قدرت(STRENGTH):ميزان توانايي عضلات براي اعمال نيرو در زمان كوتاه.

استقامت:(INDURANCE):ميزان توانايي عضلات در انجام فعاليت گروهي در مدت زمان طولاني.

چالاكي(AGILITY):ميزان توانايي فرد در تغيير دادن جهت حركت بدن بطور سريع.

تعادل(BALANCE):توانايي حفظ تعادل در وضعيت سكون و يا حركت.

سرعت(SPEED):توانايي حركت دادن بخش و يا تمام بدن بطور سريع.

حركات كششي(STRETCHING):حركات كششي بسيار ضروري و مفيد ميباشند انواع گوناگوني دارند كه به شرح زير است:

- پويا(DYNAMIC): در اين نوع حركات كششي عضلات نيز حركت دارند.شامل حركات آرام و كنترل شده اي ميباشند كه به تدريج به سرعت و دامنه آنها افزوده ميگردد. مانند بالا و پايين كردن دستها از ناحيه كتف. نبايد آن را با حركات كششي بالستيك(BALLISTIC) اشتباه گرفت. حركات كششي بالستيك شديد  بوده وهدف آن انجام حركات فراتراز دامنه حركت مفاصل و عضلات ميباشد كه خطرناك بوده و انجام آن را  توصيه نميكنيم.

- ايستا(STATIC):بي خطر تر از بقيه ميباشد. در اين كششها در مفاصل حركت وجود نداشته و عضلات بتدريج كشيده ميگردند. در واقع عضلات تا يك حدي كشيده شده و در همان وضعيت ثابت نگاه داشته ميگردد (20-6 ثانيه). خود آن به دو نوع تقسيم بندي ميگردد يكي حركات كششي ايستايي فعال مانند خم كردن و بالا آوردن پا از ناحيه كمر و بالا نگاه داشتن آن تنها توسط عضلات و ديگري حركات كششي ايستايي منفعل و يا غير فعال مثلا همان مثال فوق اما نگاهداشتن پا در وضعيت ثابت با كمك دست و يا قرار دادن پا روي ميز و يا گرفتن پا توسط فرد ديگر.

- ايزومتريك(ISOMETRIC):در اين حالت همانند حالت حركات كششي ايستا حركت در مفاصل وجود ندارد. اما تفاوت آن اين ميباشد كه هرگاه عضله اي كشيده ميگردد فرد سعي ميكند نيروي مقاومي بر خلاف آن كشش اعمال كند مثلا در مثال فوق هنگامي كه پا بالا آورده ميشود و روي ميز قرار داده ميگردد فرد به آرامي سعي ميكند پاي خود را به سمت پايين بازگرداند.

 

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: آموزشی 
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 11:5 بعد از ظهر

 سلطان فوتبال جهان سرمربی تیم ملی فوتبال کشور شد

با سلام خدمت دوستان عزیز

ارسال امروزم ربطی به کاراته نداره ولی برام خیلی مهم بود که اون رو در این وبلاگم گذاشتم. امروز عصر که داشتم می رفتم باشگاه یه خبری شنیدم که خیلی خوشحال شدم.

سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمون انتخاب شد. اونم کی . . .  علی دایی  . . .  ستاره ی بی بدیل فوتبال ایران، آسیا و جهان . . . آقای گل فوتبال جهان . . . شخصیتی که خیلی از مردم دنیا به خاطر او با نام ایران آشنا شدند. . .و . . .  شخصیتی که هزاران بار در ورزشگاه های کشور خودمان هو . . .هو  . . . شد ولی با تمرینات مداوم خود با گل زدن به آن ها جواب می داد و کلا هربار از او انتقاد می شد با زدن گل های متعدد به منتقدان جواب می داد.

خیلی خوشحالم و تبریک می گم اول به جناب آقای کفاشیان ریاست محترم فدراسیون به خاطر انتخاب شایسته شون و بعد به مردم ایران که چنین شخصیتی را برای احراز پست سرمربیگری تیم ملی فوتبال کشورشان انتخاب شده می بینند.

باید برای او و تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان آرزوی موفقیت کنم و امیدوار باشم تیم ملی با دایی در جام جهانی آقایی کند . . . .

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: عمومی 
شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 0:33 قبل از ظهر

شهرستان تفت در مسابقات کاراته سبک هانکوریو شیتوریو کاراته ی قهرمانی کشور انتخابی مسابقات انگلستان که ساعاتی پیش در سالن شهید صدوقی یزد به پایان رسید، صاحب سه مدال طلا، سه مدال نقره و چهار مدال برنز شد.

آقایان: محمد علی پورمحمد علی، محمد محمودی و محمد مهدی شکاری مقام اول

آقایان: سید محمد رضا شجاعی، محمد رضا آیتی زاده، حسین دهقانی مقام دوم

و آقایان: سید رضا عرب، محمد بهاری، عباسعلی دهقانپور، و مصطفی اردانی مقام های سوم در اوزان خود در رده های مختلف سن را کسب نمودند.

آقای محمد محمودی نیز در این مسابقات بهترین نماینده ی شهرستان لقب گرفت و با بهترین مسابقات و بهترین امتیاز هایی که دور از انتظار بود و به دست آورد به مقام قهرمانی کشور رسید.

...

..

.

ضمنا ارتقای درجه ی داوری آقای ابوالفضل شبانی دوست و مربی عزیزم رو به Referee B تبریک می گم و براشون توفیقات بیشتری رو از خداوند منان درخواست می کنم.

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: مسابقات 
جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 10:47 بعد از ظهر

مسابقات قهرمانی کاراته سبک کان ذن ریو کاراته ی استان یزد ۲۶ بهمن ماه جاری در سالن شهید صدوقی استان یزد برگزار شد.

 اين مسابقات كه روز جمعه (۲۶/۱۱/۸۶) در سالن ورزشي ‌شهيد صدوقي یزد و با حضور ۲۱۲ كاراته‌ كا در قالب ۱۰ باشگاه از استان یزد برگزار شد. تيم باشگاه  قدس تفت با هفت مدال طلا، پنج نقره و هفت برنز به مقام نايب قهرماني دست يافت.

خبرهای تکمیلی را در روز های آینده می توانید از وبلاگ تفت کان ذن مشاهده نمائید.

آقای سید رضا عرب از شهرستان تفت بهترین و موفق ترین هنرجوی این شهرستان در این دوره از مسابقات بود که در تصویر زیر جوایز خود را از دست مدیر کل محترم تربیت بدنی استان یزد جناب آقای کمالی در یافت نمود.

آقای سید رضا عرب قهرمان وزن 30- کیلوگرم

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: مسابقات 
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 2:31 بعد از ظهر

مراسم با شکوه راهپیمایی یوم الله 22 بهمن امسال نیز باشکوه تر از سال های قبل در سراسر میهن اسلامی عزیزمان برگزار گردید.

دانش آموزان، دانشجویان، فرهنگیان، کارگران، کارمندان، نظامیان، روحانیون، ورزشکاران و ..... همه و همه آمده بودند تا سیل خروشان سال 57 را مجددا به رخ ابرقدرتهای پوشالی بکشانند.

هنرجویان کاراته ی شهرستان تفت نیز همچون همه ی آحاد مردم در این راهپیمایی عظیم سهم کوچکی داشتند.

در پایان مراسم چیزی که بیش از همه ما را خوشحال کرد حضور حضرت حجت الاسلام والمسلمین حسنعلی امام جمعه ی محترم شهرستانمان بود که با خستگی پس از دیالیز به میان جمعیت آمدند و در کنار بارگاه ملکوتی شهدای این شهرستان به دیدارشان شرفیاب شدیم و در کنارشان عکس یادبود گرفتیم.

همچنین فرماندار محترم جناب آقای وطنخواه نیز به میان ورزشکاران آمدند و از آن ها تقدیر و تشکر کردند.

بعد از زیارت قبور پاک شهدا بر مزار جوان ناکام و هنرجوی فقید کاراته ی شهرستان پیمان گلباف رفتیم که چند سال پیش بر اثر سانحه ی رانندگی جان خود را از دست داد. روحش شاد.

تصاویری که در ادامه ی مطالب خواهید دید گوشه ی کوچکی از حضور هنرجویان کاراته ی شهرستان تفت در مراسم راهپیمائی 22 بهمن امسال خواهد بود.

تصاویر تکمیلی را می توانید در وبلاگ تفت کان ذن مشاهده نمائید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: مراسمات 
جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 2:15 بعد از ظهر

پنج شنبه 18/11/1386 یک روز به یاد ماندنی برای باشگاه های کاراته ی شهرستان تفت و هیئت کاراته ی این شهرستان بود.

چهارمین دوره ی مسابقات کاراته ی شهرستان تفت به مناسبت بیست و نهمین سالگرد پیروزی شکوه مند انقلاب اسلامی عزیزمان ایران در مجموعه ی ورزشی تربیت بدنی این شهرستان واقع در: میدان قدس – طبقه ی دوم استخر سرپوشیده ی شهرستان تفت با حضور بیش از 70 کاراته کا برگزار گردید.

برگزار کننده ی این مسابقات هیئت کاراته ی شهرستان بود و البته با همکاری صمیمانه ی هنرجویان عزیز باشگاه قدس آموزش و پرورش شهرستان تفت.

این مسابقات که از ساعت 5 بعد از ظهر آغاز گردید، تا ساعت 30/10 شب ادامه داشت.

مسابقات کومیته در 10 وزن برگزار گردید و کاتا در دو رده ی زیر قهوه ای و بالای قهوه ای برگزار گردد.

در رده بندی کلی مسابقات:

 باشگاه قدس تفت مقام اول

باشگاه المهدی اسلامیه مقام دوم

باشگاه مقاومت بسیج سپاه تفت مقام سوم

مطلب شایان ذکر حضور شیهان زارع نماینده و مسئول سبک کان ذن ریو کاراته استان یزد در این مسابقات و اهدای جوایز این مسابقات بود و دیگر مطلب مهم حضور پر شور خانواده های محترم هنرجویان شرکت کننده در این مسابقات بود که بار فنی مسابقات و هیجان آن را به مراتب بالاتر برده بود.

در پایان اهدای جوایز قهرمانان، از برگزار کنندگان این مسابقات توسط شیهان زارع و آقای شبانی رئیس هیئت کاراته ی شهرستان تفت تقدیر و تشکر به عمل آمد.

عزیرانی که این هیئت را در برگزاری کمک نمودند عبارت بودند از:

حسام الدین فرهادی

حامد فهیمی

حجت فرهادی

محمد مهدی شکاری

سید محمد رضا شجاعی

علی سلامت

محمد محمودی

محمد پورفتاحی

علی خانیچه

عباسعلی دهقانپور

حسین دهقانی

محسن پاک طینت

محسن فلاح

مجتبی زارع

 

چند تصویر که در ادامه ی مطالب زیر مشاهده خواهید نمود حاصل هنر عکاسی سید محمد رضا شجاعی هست و اکثرا از پشت صحنه ی این مسابقات و البته تصاویر مربوط به این مسابقات رو می تونید در وبلاگ تفت کان ذن مشاهده نمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: مسابقات 
شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 5:41 بعد از ظهر

در دلم بود که آدم شوم، اما نشدم

بی خبر از همه عالم شوم، اما نشدم

بر در پیر خرابات نهم روی نیاز

تا به این طایفه، مَحرم شوم، اما نشدم

هجرت از خویش کنم، خانه به محبوب دهم

تا به اسماء، معلم شوم، اما نشدم

از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق

رسته از زمزم و کوثر شوم، اما نشدم

سر و پا گوش شوم، پای به سر، هوش شوم

کز دم گرم تو مُهلِم شوم، اما نشدم

از صفا راه بیابم به سوی دار فنا

در وفا یار مسلَّم شوم، اما نشدم

خواستم برکنم از کعبه ی دل، هر چه بت است

تا بر دوست مُکَرَّم شوم، اما نشدم

آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث

در دلم بود که آدم شوم، اما نشدم

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 4:50 بعد از ظهر

مطالبی کوتاه در مورد مسابقات کاراته

- محوطه مسابقه: محوطه مسابقه که «تاتامی» خوانده می شود دارای ابعاد 12×12 متر شامل 8×8 متر محوطه اصلی و از هر طرف 2 متر محوطه ایمنی می‌باشد و باید کاملاً مسطح و به دور از مخاطره باشد.
- زمان مسابقه برای آقایان 3 دقیقه مفید، برای جوانان و بانوان 2 دقیقه مفید می‌باشد. در صورت تساوی یک دقیقه وقت اضافی در نظر گرفته می‌شود.
- مسابقه‌دهنده و مربی او، داوران و قضات باید لباس رسمی به تن داشته باشند. سر داور قبل از مسابقه باید تمام وسایل مسابقه و لوازم ایمنی را بررسی کند.
- اصطلاحات و مقررات داوری:
شوبو سانبون هاجیمه: شروع مسابقه
شوبو هاجیمه: شروع مسابقه در وقت اضافه
سوزوکته: ادامه مسابقه ‌(اعلان شروع مسابقه بعد از ایجاد وقفه)
شیرویا آکانوکاچی: داور هنگام اعلام برنده دستش را به طرف ورزشکار باند قرمز یا سفید بالا گرفته این کلمه را ادا می‌کند.
اتوشی باراکو: 30 ثانیه به پایان مسابقه ماند.
موتو نواچی: ایستادن در مکانهای مقرر
سوزوکته هاجیمه: شروع ادامه مسابقه
توری ماسن: غیرقابل قبول
هی‌که واکه: مساوی
شوگو: صدا زدن کمک داور
هانتی: مشورت در قضاوت
انچوسن: مرگ نهایی(اولین ضربه در وقت اضافه)
آیوچی: تکنیک امتیازی همزمان
- کاراته دارای کمربندهای سفید، زرد، نارنجی، آبی، سبز، بنفش، قهوه‌ای و مشکی است و درجات کمربند مشکی دان نامیده می‌شود که از دان یک تا دان ده می‌باشد.
- فنون دست، «ته‌وازا» و فنون پا «گری وازا» نامیده می‌شود.
- مسابقات کاراته به دو دسته تقسیم می‌شود:
1- فرم یا کاتا: مبارزه با حریف فرضی
2- کومیته: مبارزه
- در مسابقات کاتا، شرکت‌کنندگان در دوره‌های اول و دوم ملزم به اجرای یکی از کاتاهای اجباری یا شی‌تی‌کاتا بوده و در دورهای بعدی می‌توانند کاتای اختیاری خود را اجرا نمایند و کاتا از هر منطقه شروع شود در همان نقطه نیز باید خاتمه یابد. در کاتا تمام تکنیک‌ها باید به طور کامل و صحیح اجرا شود. ضمن اینکه استفاده از کیا یعنی تخلیه هوای درون سینه با صدا و سریع  روی تکنیکهای خاصی اجباری است.
- مسابقات در کاتا و کومیته به صورت تیمی و انفرادی برگزار می‌شود. مسابقات تیمی کاتا به صورت 3 نفره  مسابقات تیمی کومیته به صورت پنج نفره با دو نفر ذخیره انجام می‌گیرد

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: آموزشی 
شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 6:36 بعد از ظهر

چند سال بود دوست داشتم ظهر عاشورا تفت باشم و نماز ظهر عاشورا رو در بین سیل جمعیت عزادار به جماعت بخونم، به طور اتفاقی با چند نفر از دوستام به تفت رفتیم و شاهد عزاداری هیئت های مذهبی شهرستان بودیم و نماز ظهر هم به جماعت به جا آوردیم. . . بین دو نماز به مهدی مؤذن که جوون ترین ذاکر اباعبدالله (ع) در اسلامیه هست می گفتم: یعنی اگه روز عاشورا هم بودیم امکان داشت که بتونیم در صف جماعت آقا اباعبدالله(ع) نماز بخونیم؟!. . . .

..

  

 

 

..

هیئت مسجد امام حسن (ع)  که داشت وارد می شد می دونستم اکثر بچه های باشگاه توی این هیئت هستند، اونا رو دیم و بعد هیئت سرده آمد و بعد هم رفتیم حسینیه شوده بالا برای ناهار.

بعد هم آمدیم اسلامیه برای نخل برداری  . . . تصاویر مربوط به نخل برداری و عزاداری عصر عاشورا رو از طریق سایت اسلامیه می توانید مشاهده نمائید.

ما رو هم دها کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 6:2 بعد از ظهر

زمین کربلا ای کعبه دل

به سویت آمدم منزل به منزل

به هر منزل که با یاران رسیدم

نمی آمد به استقبال محمل

سفر پایان گرفت اما خدا را

مرا جز درد و داغ دل چه حاصل؟

مکن حیرت اگر روز جدایی

شود دامان من از اشک من گُل

گلی گم کرده ام می جویم او را

به هر گل می رسم می بویم او را


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 7:8 قبل از ظهر

وبلاگ جدید

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 4:31 بعد از ظهر

 

این قطعه شعری است که سال گذشته به مناسبت فرارسیدن ماه محرم سرودم و امسال هم زینت وبلاگم است. امید که پذیرا باشند صاحبان کلام . . .

چون محرم می رسد دلها به یاد کربلاست

نی به یاد کربلا چونان میان کربلاست

ناله و افغان نه تنها حاصل دلتنگی است

بل حسین ابن علی عطشان میان کربلاست

چون شهیدان در وصیت، نامه ای بنوشته اند

حاصل پیغامشان شرح و بیان کربلاست

چون خمینی در محرم نیمه خرداد را باور نمود

گفت یاران جبهه ما یادمان کربلاست

رهبرم سید علی چون حفظ نهضت می کند

او علمداری بسان تکسوار کربلاست

من چرا دائم نگویم شرح داغ این فراق

چون تمام هستی من آستان کربلاست

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 3:31 بعد از ظهر

با سلامی مجدد

امروز پنج شنبه 13/10/1386 برای دانشجویان یزدی یک روز به یاد ماندنی بود، امروز رهبر فرزانه انقلاب با حضور سبز خود ما سرفراز نمودند و با سخنانی بسیار بسیار مهم ما را راهنمایی نمودند. متن سخنان آقا را می توانید از سایت رهبری و سایت های خبری مشاهده نمائید که خواندن و شنیدن آن سخنان خالی از لطف نیست و راهگشای شما در ادامه ی زندگی خواهد شد.

صبح ساعت 8 بود که با بچه های دانشگاه مان به دانشگاه یزد رسیدیم و به سالن وارد شدیم  . . . .البته با راهپیمائی زیاد از ورودی دانشگاه تا محل سخنرانی مقام معظم رهبری!

به قدری جمعیت مشتاق زیاد بود که هنوز باورم نمی شود که همه توانسته باشند به داخل سالن بیایند.ما که وارد سالن شدیم تقریبا سالن پر شده بود و جای زیادی برای نشستن نبود  . . . بالاخره یک جای خالی پیدا کردم و نشستم . . . . همین که حضرت آقا وارد سالن و جایگاه شدند به یکباره دانشجویان مشتاق به مرز انفجار رسیده و با سردادن شعار دیوار صوتی را شکستند . . . هنوز صدای فریادشان در گوشم نجوا می کند . . . و چقدر خوشحالم که در جمع چندهزار نفری دریای دانشجویان استان قطره ای بودم که موج آن ها مرا به همراه خوشان به این طرف و آن طرف می برد . . . و چقدر خوشحالم که چنین دانشجویانی با شعارهایی بسیار زیبا و ماندگار خاطره دیدار رزمندگان هشت سال دفاع مخلصانه ی خود با بنیانگذار انقلاب، خمینی کبیر را در اذهان زنده می کردند . . . ما همه سرباز توأیم خامنه ای . . . . گوش به فرمان توأیم خامنه ای . . . . . روح منی خامنه ای  . . . . بت شکنی خامنه ای . . . . . ما اهل کوفه نیستیم  . . . . علی تنها بماند . . . . . وای اگر خامنه ای اذن جهادم دهد . . . . . ارتش عالم نتواند که جوابم دهد . . . .

آفرین بر شما دانشجویان و آفرین بر پدران و مادرانی که چنین شما را در دامن غدیر پرورش داده اند . . . خدا را شکر که اسلحه ی گرم شهیدان مان به دست دانشجویانی است که بدون استاد، انرژی هسته ای را به دست می آورند و بر سلول های بنیادی مسلط می شوند . . . . علومی که دشمنان دین و دیانت از ما دریغ داشتند و خداوند در سایه ی الطاف کریمانه اش به جوانان غیور این مرز و بوم ارزانی داشت تا دانشمندان غافل از معنویات دشمنان دین، به انرژی های جدید و علوم جدید به دد انحصاری نگاه نکنند و خود را از بقیه جدا تصور نکنند.

چند نفر از اساتید و دانشجویان به ارائه ی نظریات خود پرداختند و پس از آن، آن مرجع عالیقدر و رهبر فرزانه شروع به صحبت نمودند . . . . در حین سخرانی آقا اگر پشه ای در سالن بال می زد صدای بال زدنش می آمد . . . به قدری سالن در سکوت مطلق فرا رفت و همه محو سیمای نورانی و کلام شیوا و آسمانی این سلاله ی پاک رسول الله شدند که گویا در سالن هیچ کس نیست . . . یکی از دانشجوان که در کنار من نشسته بود هنگام صحبت آقا اشک از چشمانش می ریخت و به سخنان مقتدایش گوش می داد . . . یکی دیگر با پیشانی بندی که بر آن حک شده بود ( لبیک یا امام ) و نشانه ای از شهدا را به گردن داشت محو کلام رهبرش شده بود . . . و هزاران دانشجوی دیگر که مات و مبهوت زیارت ولی فقیه زمان و نائب برحق حضرت صاحب الأمر (عج) شده بودند . . . . ..

نمی دانم دوباره روزگار توفیق زیارت را به من می دهد یا نه ؟ ؟ ؟ ؟ ولی باز هم جای بسی شکر دارد ک خداوند توفیق چنین زیارتی را در ایام عید ولایت به ما داد تا بتوانیم پیوند خود را با ولایت به جهانیان نشان دهیم و حرف دلمان را در قالب شعار به گوش عزیز دل فاطمه ی زهرا(س) برسانیم . . ..

. .

.

..

این شرح بی نهایت کز حسن یار گفتیم

حرفی است کز هزاران اندر عبارت آمد

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 10:25 قبل از ظهر
بالاخره انتظار به سر رسید و چشمان ناقابلمان زیارت ولی امر مسلمین جهان را  تجربه کرد. خوشحالم که مردم سرزمین مهرپرور و شهید پرور استان دارالعباده یزد با تمام توان و با بیشترین تعداد ممکن به زیارت رهبرشان آمدند. با ورود به میدان شهدا اون هم در اوایل صبح، بهت زده به جمعیت مشتاقی خیره شدم که از طلوع صبح منتظر زیارت مقتدایشان بودند. البته از فرودگاه شهید صدوقی یزد تا میدان شهدا این مسیر چند کیلومتری هم مملو از عزیزان مشتاقی بود که هیچکدام نتوانستند برای سخنرانی حتی به نزدیکی های میدان شهدا بیایند. چرا که میدان شهدا و مجموعه بزرگ و تاریخی میدان امیرچخماق دیگر توانایی جادادن به هیچ  کس را نداشت.

با حضور حضرت آقا در جایگاه، سیلاب اشک از چشمان مردم عاشقی سرازیر شد که 22 سال پیش چنین زیارتی را تجربه کرده بودند و البته آن زمان آقا شاگردی حضرت امام می کردند آن هم در مسئولیت ریاست جمهوری ایران. لبخند و اشک توأمان چهره ها را متبلور کرده بود که بعید می دانم هیچ دوربینی بتواند آن را به تصویر بکشاند. مردم خونگرم دیار شهید صدوقی ها، مرحوم خاتمی ها، شهید منتظر قائم ها، شهید عاصی زاده ها  . . . یکصدا فریاد زدند: ای رهبر آزاده . . . .  آماده ایم آماده . . . .، صل علی محمد  . . . . . بوی خمینی آمد  . . . ، ما اهل کوفه نیسیتم  . . . . علی تنها بماند . . . ..

آقا!! کویر تشنه مان را با حضور سبزت سیراب کردی و کام تشنه مان را سیراب تر!! در پایان این مراسم همچون تمامی مراسماتت ما را دعا کردی و چه خوب آمین گفتیم!! چرا که می دانیم نفس مسیحائی ات دعایت را به اجابت می رساند و حالا چشم انتظارم که فردا در دیداری نزدیک تر در جمع نخبگان و دانشجویان استان به زیارتت بیایم و از سخنان گهربارت توشه ای برچینم برای زندگیم

امید که بیشتر خدا توفیق زیارتت را به ما بدهد و از حضورت تا ظهور دولت یار بهره مند گردیم.

آمین!

متن کامل سخنرانی مقام عظمای ولایت در ادامه مطالب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 11:37 بعد از ظهر

 

با سلام

استاد داداش بدون نطر وبلاگ من رو ترک نمی کردند از شما می خوام حتما نظر بدین.

راستی اون سایتم که آدرسش رو نوسته بودم نگاه کنید پیرو نظر قبلی داداشتون علی آقا طراحی شده.. به ایشون هم نشون بدین.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 9:57 بعد از ظهر

بسم رب الشهداء و الصديقين...
اهل دل چون نامه انشاء مي كنند
ابتدا با نام زهرا مي كنند...
سلام عليكم!

 

هفته بسیج بود و روز بسیج و همه جا حرف بسیج و شهید و ......... منم خیلی دوست داشتم امروز جزو 8000000 بسیجی ای بودم که برا رهبر عزیزم به صف می ایستادم ولی .... ولی ... ولی ... ولی خدا می دونه دلم تو صف بود و دوست داشتم عزیز دل فاطمه برا منم دعا کنه و منم به بسیجی بودنم افتخار..... ولی چه می شه کرد بعضی وقتا باید فقط دلا رو همراه جمعیت کرد و جسم و مشغول کار دیگری کرد تا . . . هیچی!!!!! امید که اسم ما هم در دفتر پسر فاطمه نوشته بشه تا حد اقل اون دنیا روسیاه نباشم جلو داداشم!!!! بذار ته حرفم و بزنم . . .نمی دونم کی این مطالب رو می خونه و چقدر براش مهمه حرف دلم ولی همیشه این حرف آقا رو به ذهن دارم که فرمودند:

بسیجی باید در وسط میدان باشد تا فضیلت های اصلی انقلاب زنده بماند.

......

....

..

.

امید که همیشه این روحیه بسیجی مردان شلمچه و طلائیه و مهران و قرار گاه کربلا و ... زنده و پایدار بمونه و ما هم به صدقه سری اون سنگرداران بی سنگر و دانشجویان دانشگاه کربلای حسین(ع) و دانشگاه شلمچه خمینی(ره) و سربازان مالک اشتر انقلاب خمینی، سید علی حسینی خامنه ای رخت جنتی به تن کنیم و از فیض زیارت معصومین در بهشت بهره مند باشیم. امروز از شهدا می نویسم البته نمی دونم اصل این مطالب رو کی نوشته؟!. در وبلاگ قبلیم نویسنده ی این مطالب نوشته شده بود .. . با این حال امیدوارم از من راضی باشه که بدون ذکر نامش مطالبش رو کپی می کنم . . . خالی از لطف نیست حتما بخونید و برا ما هم دعا کنید که شفاعتشون کوبه ی در چوبی خونه کاه گلی ما رو هم بزنه !!!!!!!

...

..

.

شهدا! دلم برايتان تنگ شده است، چه شده که ديگر صدايتان را نمي شنوم؟ چرا يا زهرا هايتان به خاموشي گراييده است؟؟ چرا تصوير اخلاص شما خود را به ما نمي نماياند؟؟ چرا ديگر نورانيت نماز شب هايتان، درتاريکي ها گم شده است؟؟ چرا ديگر بوي عمليات نمي آيد؟؟ پس صداي قرآن هايتان کجاست؟ کاش اينجا بوديد و وقت سخن چيني و غيبت ، ما را با صلواتي خاموش مي کرديد. کاش مي بوديد و ما را با صلوات تنبيه مي کرديد. نمي دانم اگر قرار بود تنبيه شويم، مي بايست چندين هزار صلوات براي کارهايمان مي فرستاديم. دلم براي شوخي هايتان تنگ شده است. کاش قبل از بازي هايمان به ما نهيب مي زديد که اول اخلاق. کاش مي بوديد و هر وقت خطايي از ما سر مي زد، به ماتذکر مي داديد. راستي از جشن پتوهايتان چه خبر؟؟ خوشبختانه ما اين راه شما را ادامه داده ايم و هنوز هم ياد اين جشن را در جامعه زنده نگه داشته ايم. يادتان هست که در سنگر رنج خويش را به راحت دوست ترجيح مي داديد؟ اما امروز از اين حرف ها خبري نيست. راحت خويش، رفيق به جهنم!چاي صلواتي! يادش بخير. هرگز يک چاي داغ صلواتي را به اين آب وگل هاي به ظاهر نوشيدني ترجيح نمي دهم. نماز شب که مي خوانديد، ديگر نوبتي اش چه صيغه اي بود. امروز نوبت ها مي روند و مي آيند، بيکار و سرگردان. چه بچه هاي با ادبي بوديد. ادب تا چه حد حتي به هنگام برخورد با دشمن؟؟امروز نيستيد ببينيد چه بي رحمانه موهاي دختران کوچک فلسطيني را به چنگ شقاوت به تاراج مي برند. امروز دعواي ما بر سر ظاهر و باطن دعوايي کهنه شده است اما شما چگونه بوديد؟ ظاهر؟؟؟ بچه بسيجي ظاهر و باطنش يکي است.آه اين کارتان آتش به جانم مي زند. يادتان بخير! عمليات، رود دجله، دستي پر از آب، بنوشيم؟ نه! به ياد ابوالفضل العباس آب بر آب مي ريزيم و شرم از نوشيدن داريم. عکس هاي يادگاريتان هنوز کنج طاقچه نگه داري مي شود و ميزبان غبارهايي است که با هجله و دسته جمعي به مهمانيتان مي آيند... چرا لباس نو پوشيده ايد؟؟ مگر به مهماني رفته ايد؟؟؟ آه نه اينجا جبهه است، هرلحظه اش خدا را بايد حس کني و چه کسي از خدا لايق تر به اين لباس ها... تابلوهاي غرور ممنوع و غيبت ممنوع جبهه، امروز جايشان خالي است تا راهنماي گمشدگان شوند. کاش هنوز هم آداب قبل از خواب را به ما يادآور مي شديد. ما بدون انجام آنها به خوابي عميق فرو رفته ايم.دلم براي خلوتتان تنگ شده است و براي تفکرتان در تنهايي و سکوت شب. اينجا ديگر جايي براي خلوت کردن با معشوق نمانده است. انار خوردن صبح جمعه تان براي دوري از شیطان دیگر اینجا مشتری ندارد. طلوع آفتاب در جبهه طلوع پاکی ها بود، اما اینجا آفتاب اصلاً توانایی طلوع کردن ندارد. آه از مناجات هایتان، آه.... در سجده های طولانی تان چه دعایی را زمزمه می کردید؟؟ روزه های سکوت تان کجاست؟؟؟ چگونه سکوت می کردید که هزاران فریاد بیدار گر در آن نهفته بود...چه بگویم؟؟؟ هنوز هم بگویم؟؟؟ دیگر جای گفتن نیست، دیگر با چه انگیزه ای بگویم؟؟ دیروز گرد امام پروانه وار، امروز سید علی تنها و بی جلودار. دلم به تنگ آمده است. از این همه بی وفایی، از این همه نامردی زمانه. دیگر نا امید شده ام....

...

....

...

 

نه! ...نه...نا امید نشده ام....درست است امروز ترانه های غربی و شرقی نمی گذارد تا صدایتان را بشنویم، درست است امروز یازهرا ها خاموش شده اند، درست است دیگر دل ها طعم اخلاص را نچشیده است...درست است ظلمات نور شما را دربر گرفته است. دیگر بوی عملیات نمی آید؛ دیگر صوت حزین قرآن خود را از ما مخفی می کند، دیگر تابلوهای گناه ممنوع بر زمین افتاده است، درست است که دیگر بازی ها بویی از اخلاق نبرده اند، ....اما...اما هنوز هم هستند جوانانی که عاشقانه ایستاده اند و محکم واین جمله را آویزه گوششان کرده اند: اگر چه جنگ پایان یافته، اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت... هنوز هستند جوانانی که به عوض انار صبح جمعه شان، خون دل می خورند که چرا مهدی فاطمه رخ ننموده است. شهدا با شما هستم! این جوانان اینجا برای چه چیزی گرد آمده اند؟؟؟ آنها یک باور دارند و به آن ایمان دارند و آن این است که راه شهادت هنوز هم باز است. اینها کسانی هستند که در سجده های طولانی شان اللهم عجل لولیک الفرج را زمزمه می کنند و اشک می ریزند. اینها کسانی هستند که اصلاً برای شهادت ساخته شده اند. اینها کسانی اند که این جمله شهید غلامحسین رضایی را آویزه گوششان کرده اند که می گفت: زندگی ام با شهادت خاتمه می یابد. خمینی رفت، فرزندش علی هست، خدارا شکر، برامت ولی هست. این ها همه فدایی سید علی هستند از پیروزی قدس تا فتح مکه. امروز این جوانان چای را نخورده، صلوات می فرستند. کف برآب زدن که سهل است اینها حاضرند به تاسی از مولایشان سیدالشهدا، تکه تکه شوند و حتی فضایی از این خاک را اشغال نکنند. کلاه تان را قاضی کنید شهدا! کار شما سخت تر بود یا کار این ها؟؟ اگرشما دشمن را می دیدید، امروز دشمن شبیخون زده است. اگر شما درسنگر دین به دفاع پرداخته اید، امروز اینان در سنگر علم از اسلام دفاع می کنند. آن روز ها که اینترنت و ماهاوره و...نبود، اما امروز این ها براستی پیروز ترین هستند که از همه این آزمایش ها سربلند بیرون آمده اند. درست است که دیگر گوشه ای برای خلوت با معشوق پیدا نمی شود، اما اینها هرگاه دلشان می گیرد، هوای این پادگان را می کنند و در شب هایش خود را تسلی می دهند...آری، اینان همان باقیمانده نسل پاگ انقلابند، همان یارانی که منتظر مهدی اند و مهدی نیز انتظارشان را می کشد...التماس دعا...یازهرا...

 

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 3:58 بعد از ظهر

http://www.persianmirror.com/images/mashhad.jpg 

تقدیم به همه ی شهدا از صدر اسلام تا ظهور حضرت حجت(عج)

شهید سید رضا - شهيد امام رضا(ع) -  ماجرايی خواندنی از پيدا شدن يک شهيد

                                         

اوايل سال 72 بود و گرماى فكه. در منطقه عملياتى والفجر مقدماتى، بين كانال اول و دوم، مشغول كار بوديم. چند روزى مى شد كه شهيد پيدا نكرده بوديم. هر روز  صبح زيارت عاشورا مى خوانديم و كار را شروع مى كرديم. گره و مشكل كار را در خود مى جستيم. مطمئن بوديم در توسلهايمان اشكالى وجود دارد. آن روز صبح، كسى كه زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا كرد به امام رضا(ع). شروع كرد به ذكر مصائب امام هشتم و كرامات او. مى خواند و همه زار زار گريه مى كرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در اين دنيا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است و...

هنگام غروب بود و دم تعطيل كردن كار و برگشتن به مقر. ديگر داشتيم نااميد مى شديم. خورشيد مى رفت  تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرين بيل ها كه در زمين فرو رفت، تكه اى لباس توجهمان را جلب كرد. همه سراسيمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهيد را از خاك در آورديم. روزى اى بود كه آن روز نصيبمان شده بود. شهيدى آرام خفته به خاك. يكى از جيب هاى پيراهن نظامى اش را كه باز كرديم تا كارت شناسايى و مداركش را خارج كنيم، در كمال حيرت و ناباورى، ديديم كه يك آينه كوچك، كه پشت آن تصويرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آينه هايى كه در مشهد، اطراف ضريح مطهر مى فروشند. گريه مان درآمد. همه اشك مى ريختند. جالب تر و سوزناكتر از همه زمانى بود كه از روى كارت شناسايى اش فهميديم نامش «سيد رضا» است. شور و حال عجيبى بر بچه ها حكمفرما شد. ذكر صلوات و جارى اشك، كمترين چيزى بود.

شهيد را كه به شهرستان ورامين بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ اين مسئله را دريابند. مادر بدون اينكه اطلاعى از اين امر داشته باشد، گفت:  «پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت...».

      از خاطرات برادران تفحص

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 11:3 بعد از ظهر

مسابقات کاراته قهرمانی کشور (سبک کان ذن ریو) (9، 10 و 11 آبان) در محمد شهر کرج: این چند تا عکس رو همین جوری بطور رندوم انتخاب کردم و برای بازدید گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد.

 

سالن 22 بهمن محمد شهر کرج محل برگزاری مسابقات

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 9:15 قبل از ظهر

۱ـ یک مبارز به هیچ گروهی تعلق ندارد: گرچه او برای انجام هنرهای رزمی نهاد یا موسسه ای خاص دارد اماسعی می کند تا تکنیک هایی را از سایر سبک ها برداشت نموده و مجموعه ای مرکب برای خود ایجاد کند.

۲ـ یک جنگ جو باید ساده بگیرد: تکنیک های او باید بر مهارت های کلی حرکتی وابسته باشد. اگر حرکتی بد و پیچیده انجام شود شکست حتمی است. تکنیک های ساده که سریع تر و تند تر اجرا می شود او را زنده نگه می دارد.

۳ـ مبارزی که خوب تمرین می کند بهتر می جنگد: هرچه با تلاشی بیشتر به تمرین بپردازید مبارزه ای  ساده تر خواهید داشت. تمرین زیاد تنها با تمرین واقعی در صحنه های برخورد واقعی حاصل می شود و به قول معروف نابرده رنج گنج میسر نمی شود پس هر وقت که خسته شدی فوری تمرین رو ول نکنید.

۴ـ یک مبارزه در لباسی تمرین می کند که با همان نیز مبارزه واقعی دارد: او باید با لباسی تمرین که  می بایست در طی یک مبارزه واقعی پوشیده باشد چه ان لباس لباس کار باشد جین باشد یا لباس خانه باشد تفاوتی ندارد. اگر عضو تیم است باید با تمام ابزار لازم که در ماموریت حمل می کند تمرین کند.

۵ ـ یک مبارز باید دارای وضعیت روحی مثبتی باشد: او با این شعارها اشناست گفته هایی که این موضوع  را القا می کند که همتای او هرگز تسلیم نمی شود. هر که شهامت دارد پیروز است.

۶ ـ یک مبارز انعطاف پذیر است: در تمرین و مبارزه او هرگز فقط کاری را که دلش می خواهد انجام نمی دهد بلکه خود را با محیط و تغیرات مبارزه وقف میدهد.

۷ـ یک مبارز همه چیز را ارزیابی می کند: او همواره تکنیک ها و تاکتیک های خود را می سنجد و مسایل را زیر سوال می برد و به دنبال راه هایی می گردد تا اطلاعات خود را افزایش دهد. او هرگز نمی گوید این راه تنها راه  چاره است.

۸ ـ یک مبارز وضعیت فیزیکی خود را به خوبی حفظ می کند: اگر چه عقل او نخستین سلاح وی محسوب  می شود ولی با این وجود می داند که حفظ ترکیب و تناسب اندام به او کمک خواهد کرد که تکنیکهای خود را به موقع اجرا کند. اعتماد به نفس خود را افزایش دهد و نیروی تبحر خود را تقویت نماید.

۹ـ یک مبارز یک حرفه ای ارام و موقر است: او ساده باقی می ماند. به خود نمی نازد. او صرفا به مبارزه به  عنوان بخشی ضروری در شغل خود می نگرد و در سطح غیر حرفه ای به این مبارزه به چشم یک تمرین و یک ورزش و یک هنر رزم می نگرد و امید آن دارد که در زندگی روزمره هرگز نخواهد از آن استفاده ابزاری نماید.

۱۰ـ یک مبارز هرگز تعلیمات خود را متوقف نمی کند: او همیشه درپی یافتن روش ها و تکنیک های برتر است حتی اگر هزینه ای را نیز متحمل شود. شاید امکان برخورد در نوع شغل یا زندگی خصوصی وی وجود  داشته باشد در هر حال او باید مثل یک اسفنج باشد و هر طرح خوب اموزشی را جذب کند. اما به قول  یه استادی بسیاری در فکر پیروزی هستند اما تنها تعداد بسیاری معدودی میل به اماده سازی خود برای پیروزی دارند.

۱۱ ـ یک مبارز هرگز فراموش نمی کند که همیشه یک شاگرد است:  اگر یک تکنیک را از فردی آموخت او را به اسم مربی می شناسد و احترامش را تا ابد نگاه می دارد حتی اگر روزی از او فراتر رفته و از او سبقت گرفته باشد که اگر غیر از این باشد اصل مبارزه را فراموش نموده و باید از ابتدا درسش را شروع نماید.

۱۲ ـ یک مبارز هرگز در پایان مبارزه بدون تشکر از حریفش صحنه را ترک نمی کند: او به خوبی می داند که اگر پیروز شده باشد با استفاده از نیرو و توان حریفش او را شکست داده و به پیروزی رسیده و اگر با شکست مبارزه را به انتها رسانیده باشد به خوبی واقف است که حریفش از او قدرتمندتر بوده و بیش از او به تمرین پرداخته است و بدین ترتیب او را به مبارزات بعدی فراخوانده تا با تمرین بیشتر در آینده ای که خود بوجود خواهد آورد بتواند باز هم با او دست و پنجه نرم کند و خود را محک بزند!!!! ؟ ؟ ؟  . . . ..... . . . . . و این تنها تفاوت ورزش شرق و غرب است که غرب هرگز آن را درک نخواهد کرد و به چنین روحیه ای دست نخواهد یافت مگر آن که معنویاتی که در شرق در هر سرزمینی به نام هر دین و مذهبی (که آن ها را به خدا می رساند) از آن در مبارزات استفاده می شود را درک نموده و از آن بهره برد!!!!!!.

                                                         پیروز باشید

 

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 12:4 بعد از ظهر
اگر بخواهيد جسم را به قدرت، به زيبايى، به توانايى، به بروز قدرتها و استعدادهاى گوناگون برسانيد، بايد ورزش كنيد.

اگر در يك جمله‏ى كوتاه از من بپرسند كه شما از جوان چه مى‏خواهيد، خواهم گفت: تحصيل، تهذيب و ورزش.

طلبه‏ها بايد ورزش كنند؛ طلبه‏ها بايد كوهنوردى بروند.

كوهنوردى امتيازات برجسته و ممتازى دارد. مهمترينش همان عزم و اراده‏ى بين انسان و انگيزه‏هاى درونى خود او است.

من مى‏خواهم ورزش جانبازان را هم، به طور مؤكّد متذكر شوم. البته، الحمدللَّه ورزش جانبازان خوب بود. الحمدللَّه در ميدانها خوب بوده. همين‏طور كه شما گفتيد، در المپيك مدالها و افتخارات بيشتر و چهره‏هاى بهترى كسب كردند؛ اما بخصوص، روى اينها كار بكنيد. علت آن هم اين است كه جانبازان، سابقه‏ى جبهه دارند. اينها يك قهرمانى را انجام دادند، يعنى وضع جسمانى آنها، نشان‏دهنده‏ى قهرمانى است. كارى است كه كردند و يك پرونده، با اينها همراه است. بنابراين، اينها آن‏جا امتحان دادند؛ باز هم مى‏توانند در ميدانهاى ورزشى، ان‏شاءاللَّه امتحان بدهند.

من ورزش را براى همه لازم مى‏دانم. [كوهنوردى‏] يك ورزش سنگين، خيلى باابهت و خوب است؛ بنابراين لازم است.

ورزش زنان، كار لازمى است. زنان هم نصف جمعيت كشورند؛ بايد ورزش بكنند؛ اما محيط ورزش زنان، بايستى به گونه‏يى باشد كه با حدود اسلامى، مطلقاً مساسى پيدا نكند.

ورزش كوهپيمايى و راهپيمايى در كوه كارى است كه مى‏تواند عمومى، يعنى براى زن و مرد و بچه و بزرگ باشد؛ از همه‏ى ورزشهاى ديگر هم كم‏خرجتر است.

ورزش، اطمينان و اعتماد نفس در انسان ايجاد مى‏كند. جوان را به خودش مطمئن و خاطر جمع مى‏كند. خاصيت طبيعى ورزش اين است كه آنها را از آن حالت خمود و ركود بيرون مى‏آورد.

منبع اطلاعات:http://www.aviny.com/

 

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 10:19 قبل از ظهر

"دلِ تنگ "

سر خود را مزن اينگونه به سنگ،
                دلِ ديوانه‌ي تنها، دل تنگ!!


منشين در پس اين بهت گران
            مَدَران جامه‌ي جان را، مَدَران!!


مكن اي خسته در اين بغض درنگ..
                        دلِ ديوانه‌ي تنها، دل تنگ!

پيش اين سنگدلان،

قدر دل و سنگ يكي‌ست
               قيل و قال زغن و بانگ شباهنگ يكي‌ست..
    ديدي آنرا كه تو خواندي به جهان يارترين؛
            سينه را ساختي از عشقش سرشارترين...
                      آنكه مي‌گفت منم بهر تو غمخوارترين..
                                       چه دلازارترين شد
                                                 چه دلازارترين...
ناله از درد مكن،
        آتشي را كه در آن زيسته‌اي
                                    سرد مكن


با غمش باز بمان
        سرخ‌رو باش از اين عشق و سرافراز بمان


راه عشق است كه همواره شود از خون، رنگ
                                        دلِ ديوانه‌ي تنها، دل تنگ!

 

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 10:13 قبل از ظهر

راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند : تو که بیایی خون بپا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند .
ما از همان کودکی، تو را دوست  می داشتیم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.
عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
اما...اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی .
همه، پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطمه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.
آری، برای اینکه گل ها و نهال ها رشد کنند، باید علف های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.
آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.
آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، هر چه سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد.
و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو برمی آید و تنها با دست تو محقق می شود.
اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی.
آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.

کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است، چگونه ساحلی است؟!

کسی به ما نگفت که وقتی تو بیایی :
پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.(1)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بندگی را از گردن خلایق برمی دارد.(2)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین، گیاهان خود را می رویاند... و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می­فرستد.(3)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای رابیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.(4)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
رفاه و آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این، نیامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می کند.(5)

به مانگفتند که وقتی تو بیایی :
اموال را چون سیل، جاری می کنی، و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی.(6)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند. مال را به هرکه عرضه می کنند، می­گوید: بی نیازم.(7)

ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!
ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.
که عشق تو با سرشت­ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.

 کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد       هر که اقرار بدین حسن خداد نکرد

سید مهدی شجاعی

پی نوشت ها :
1ـ پیامبر اکرم(ص) ینابیع الموده ج2 ص136.
2ـ پیامبر اکرم(ص) بخارالانوار ج51 ص 75.
3ـ پیامبر اکرم(ص) بحارالانوار ج51 ص 104.
4ـ پیامبر اکرم(ص) منتخب الاثر ص 478.
5 ـ پیامبر اکرم(ص) البیان ص 173.
6 ـ پیامبر اکرم(ص) صحیح مسلم ج8 ص185.
7ـ پیامبر اکرم(ص) مسند احمد ج2 ص530.

www.moshkan. com

 

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 1:38 قبل از ظهر

جايگاه دانشگاه  از نظر مقام معظم رهبری

دانشگاه، ضربان سنج حيات ملى جامعه است.در اين نوار فعال يا راكد، مى‏توان آيينه‏ى تمام نماى زندگى ملت را در فراديد نهاد و به تماشاى آينده‏ى پربار و يا رقت‏آور آن پرداخت :

دانشگاه انصافا مسأله‏ى مهمى است...و ما به اين اهميت از بن دندان معتقديم.اگر ما دانشگاه را امروز نداشته باشيم، پس فردا هيچ چيز نداريم و مجبوريم به طرف اين و آن دست دراز كنيم؛ امروز براى گندممان، براى آهنمان، براى ماشين‏آلاتمان به ديگران مراجعه مى‏كنيم و گدايى مى‏كنيم، فردا براى كسى كه اين آهن‏آلات را براى ما سرهم و سوار هم بكند، بايد از ديگران گدايى بكنيم، يعنى سازندگى مملكت براى آينده، ديگر يك افسانه و يك سراب بيش نخواهد بود.البته اينهايى كه من مثال زدم، مسايل فنى و سازندگيهاى فنى است؛ سازندگيهاى معنوى و فرهنگ و معارف و اين قبيل چيزها، ديگر بدتر.اين است كه دانشگاه را شوخى نبايد گرفت.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 11:56 بعد از ظهر

 

براي دختران وطنم:

هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصارو پرچين كشيده است چون باغ بي ديوار، ازآسيب مصون نيست و ميوه ومحصولي براي باغبان نمي ماند. هيچ كس هم با نام آزادي ديوار خانه خود رابرنمي دارد وشبها در حياطش را باز نمي گذارد، چون خطر رخنه دزد جدي است. هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ، درمعرض ديد رهگذران نمي گذارد تا بدرخشد، جلوه كندوچشم ودل بربايد، چون خود جواهر ربوده ميشود. هرچيز كه قيمتي ترباشد،

درصدمراقبت ازآن بالاتر مي رود. هرچه كه نفيس ترباشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت،لازمتر. اگر درشيشه عطررا بازبگذاري،عطرش مي پرد. اگررشته مرواريدت را دركمدوصندوق نگذاري ودر آن را نبندي، گم مي شود. اگر در مقابل پنجره خانه ات،توري نزني، ازنيش پشه ها و مزاحمت مگسها درامان نخواهي بود. وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي، خودرا مصون ساخته اي نه محدود و زنداني. وقتي در خانه را مي بندي، ياپشت پنجره اتاقت پرده مي آويزي ، خودرا از ورود بيگانه و نگاههاي مزاحم درپناه قرار داده اي، نه كه خودرا درقيد و بند و حصارافكنده باشي. اگربراي ايمني ازخطرها وآسودگي ازمزاحمان، خودرا بپوشاني ،نه كسي ايراد مي گيرد، ونه اگر هم ايراد بگيرد،اعتنا مي كني، چراكه سخنش را بي منطق و ناآگاهانه ميداني و ميبيني اينكه: دل بايد پاك باشد! بهانه اي براي گريز جاهلانه ازهمين مصونيت است وآويختن به شاخه  لاقيدي ، وگرنه ازدل پاك هم نبايد جز نگاه ورفتار پاك برخيزد. ظاهر،  آينه باطن است و... ازكوزه همان برون تراود كه دراوست. زن بخاطر ارزش و كرامتي كه دارد، بايدمحفوظ بماند وخود را حراج نكند ودر بازار سوداگران شهوت، خودرا به بهاي چند نامه ونگاه ولبخند نفروشد. زن بخاطر لطافتي كه دارد، نبايد دردستهاي خشن كامجويان ديوسيرت، كه نقاب مهرباني وعشق به چهره دارند،پژمرده شود وپس ازآنكه گل عصمتش را چيدند، او را دور اندازند، يا زير پايشان له كنند. گوهر عفاف و پاكي، كم ارزشتر از طلا وپول ومحصول باغ و وسايل خانه نيست دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند. سادگي وخامي است كه كسي خود را درمعرض ديد و تماشاي نگاههاي مسموم وچشمهاي ناپاك قرار دهد وبه دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال كند بيماردلان و رهزنان عفاف رابه وسوسه نمي اندازد واز زهر نگاهها و نيش پشه هاي شهوت درامان مي ماند!! خراب كردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها وبازگذاشتن همه پنجره ها، نشانه تيره انديشي است ،نه روشنفكري! علامت جاهليت است، نه تمدن! مي گويي نه؟؟

به طومار كساني نگاه كن كه پس ازرسوايي و بي آبرويي، با دو دست پشيماني برسرغفلت خويش مي زنند وبرجهالت خود لعنت مي فرستند. كسي كه از  جماعت رسوا   نگريزد، رسواي جماعت  مي شود! آنكه ايمان را به لقمه اي نان مي فروشد، آنكه يوسف زيبايي را با چند سكه تقلبي عوض ميكند، آنكه  كودك عفاف   را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد وبه تماشا مي گذارد، روزي هم  پشت ديوار ندامت اشك حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت، درآخرت هم به آتش بي پروايي خود خواهد سوخت. از اول بايد مواظب بود اين كاسه چيني نشكند واين جام بلورين ترك برندارد. از اول نبايد به پاي بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته هاي نورس عصمت را لگدمال كند. ولي ...گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي كه شاخه شكست و گل چيده شد!!!

برگرفته از وبلاگ (تحصیل، تهذیب،ورزش)«میهن بلاگ»

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 11:43 بعد از ظهر

با سلام خدمت دوستان عزیز

قبلا وبلاگی به همین نام در میهن بلاگ داشتم، به دلایلی نامعلوم خیلی از وبلاک های میهن بلاگ بسته شد و از جمله وبلاگ های من(شهدای اسلامیه، انجمن کان ذن ریو کاراته استان یزد، تحصیل تهذیب ورزش)

یه مدتی رفتم تو کار طراحی سایت و دو تا سایت هم راه اندازی کردم (اسلامیه – انجمن کان ذن ریو کاراته دو ایران). تمام وقتم رو گرفته بود و دیگه وقتی برای پیگیری و راه اندازی مجدد وبلاگ نداشتم. چند روزی است که دوباره به سرم زد وبلاگ راه اندازی کنم، البته این بار نه به اسم (نبی زاده)، بلکه به اسم (کاراته کا).

شاید خیلی از اطلاعاتی که در این وب قرار می دهم ربطی به کاراته نداشته باشه ولی با دیدن وبلاگ های زیبایی چون( باشگاه کان ذن ریو کاراته تفت، کان ذن ریو کاراته نوشهر، کان ذن ریو کاراته نوشهر، ....) نوشتن متون تخصصی کاراته را به آنان واگذار می کنم چون می دانم با نیروی جوانیشان خیلی بهتر و باسلیقه تر از من این کار را به نحو احسن انجام می دهند، ولی کاراته کا ها تفکرات متفاوتی دارند و برای آن ها هزینه می کنند، من هم برای تفکراتم هزینه می کنم و تراوشات ذهنی و دغدغه های ذهنی خود را به سایرین القا می کنم (که البته امیدوارم اینچنین باشد)، چون ایمان دارم کاراته بدون داشتن اعتقادات پاک مذهبی و احترام به بزرگان و اساتید و پیشکسوتان معنای واقعی خود را از دست می دهد و به سرنوشت ورزش هایی دچار می شود که سر از سیاست دروغ امپریالیست در خواهند آورد و ورزشکارانشان به عروسکی در دست این نابخردان مبدل خواهند شد.

در کشور ایران، در کشور خمینی کبیر، در کشور شهیدانی چون: جهان آرا، صدوقی،منتظر قائم، عاصی زاده، همت، کشوری، شیرودی، رجایی، باهنر، قدوسی، صارمی، کلاهدوز، . . . . فخر فروشی به خاطر یک مدال کم ارزش طلا، نقره و برنز حتی در سطح جهانی و المپیک، کاری بس عبث است؛ اگر نبود شهادت آنان معلوم نبود الان به این راحتی می توانستیم پشت رایانه بنشینیم و اطلاعات سراسر دنیا را در منزل خود بدست آوریم آن هم بدون نیاز به استکبار مستکبر!!

درود می فرستم بر روان پاک آنان و از آنان برای خود طلب دعا می کنم و استمداد برای شفاعتم! هر چند که نمی دانم لیاقت این درخواست را دارم یا نه؟

نمی خواهم زیاد وقتتان را بگیرم ولی فکر می کردم باید ابتدا زمینه را فراهم می نمودم که بتواند خواننده را متقاعد کند برای انتخاب این نام برای وبلاگم و این سبک نوشتاری . . . .

شاید بسیاری از متون ارسالی بدون ذکر منبع باشد که از همین اول از همه ی صاحبان آثار عذر خواهی دارم، نه به خاطر اینکه اسامی آن ها ذکر نمی شود بلکه به خاطر این که بدون اسم  آنان دغدغه های مشترک ذهنی خود با آنان را در معرض دید همگان قرار می دهم.

امیدوارم بدون دادن نظر این وبلاگ رو نبندین و بدون پیشنهاد ترکم نکنید . . . .

محمد جواد نبی زاده

 

لینک و نام وبلاگ ها و سایت هایی که در بالا نام بردم:

شهدای اسلامیهhttp://www.shohadayeeslamieh.myblog.ir

انجمن کان ذن ریو کاراته استان یزدhttp://www.yazd-kanzen.myblog.ir/

تحصیل، تهذیب، ورزشhttp://www.nabizadeh.myblog.ir/

اسلامیهhttp://www.eslamieh.com

انجمن کان ذن ریو کاراته دو ایرانhttp://www.kanzenryu.com

باشگاه کان ذن ریو کاراته قدس تفتhttp://www.taftkanzen.blogfa.com/

کان ذن ریو کاراته نوشهرhttp://www.kanzenryukarate.blogfa.com/

کان ذن ریو کاراته نوشهرhttp://www.kanzenryu.blogfa.com/

باشگاه قدس تفتhttp://www.ghodskanzen.com

نوشته شده توسط کاراته کا | لينک ثابت | موضوع: